کسی که نیرو روانی دارد با کسی دشمنی نمی ورزد،

به کسی حسد نمی برد،

به کسی خشم نمی گیرد،

کسی را به دیدۀ تحقیر نمی نگرد،

و هیچگاه مغرور نمی شود.

زیرا می داند که هر چه او بد یا نیک می پندارد و هر چه در نظرش بی بند و بار و زشت و ناحق و پست می نماید،

از این رو چنین است که او خود، امور و اشیا را به صورت بی نظم و ناقص و آشفته در می یابد.

شناختن ضرورت، همۀ این آشفتگی ها را از میان می برد، و آن گاه او دیگر چیزی نمی یابد که در خور نفرت و ریشخند و تحقیر باشد.

از این گذشته نسبت به هیچ کس احساس دلسوزی نمی کند بلکه تا آنجا که نیرویش برسد می کوشد کار نیک بکند و شادمان باشد.

بندیکت اسپینوزا