عامل فاجعه سيلاب ها در پروان غاصبين زمين اند

بدون تردید سیلاب رويداد و حوادث طبیعی است که مشکلات و خرابی های خود را در طول آفرينش زمين داشته است، اما عوامل اخیراً سبب شده است که تأسيسات و ساحات رهایشی را ویران نماید، عبارت اند از:

١. غصب سرسام آور مسير سیلبردها و اعمار حویلی های رهایشی؛
٢. نبود شبکه کانالیزاسیون معيارى جهت تخلیه گنداب های شهرى و مسیردهی معیاری سیلاب ها؛
٣. تطبیق غیر معیاری سرک ها، دیوارهای استنادی و تحکیمات کنار دریایی و سیلبردی؛
٤. نبود ظرفیت های کادری در نهاد های سکتوری جهت تنظیم و درست تطبيق نمودن ساختمان هاى تنظيم آب و فاضلاب از قبيل آبرو، سیلبرد، کانال و جویچه های شهری، و ساير موارد تخنیکی که همه سبب شد تا سرنوشت اهالی ماحول شهرک ها و بازار های غیر معیاری را به كام مرگ و بربادی کشانيد؛
٥. نبود اراضى براى جذب آب هاى برف و باران، چون همه زمین های غصب و در آن خانه ساخته شده است؛
٦. عدم تشخيص مسير سيلاب و اتخاذ تدابير تحكيماتى جهت جلوگيرى از فاجعه هاى طبيعى.

به گونه مثال چاریکار مرکز ولایت پروان، شهر که اصلاً نظام شهرداری و شهری سازى از دیدگاه معمارى در آن دیده نمی شود، یک مشت از قلدر و زورمند به گونه غیر قانونی به جای تطبیق جنرال پلان شهرى مطابق به توپوگرافی، میل اراضی و آسیب شناسی اوضاع جوی ساحات رهایشی و تأسیسات دولتی كه در آن هیچگونه تفکر علمی صورت نگرفته است؛ سبب بربادی شهر و شهروندان گردید.
همین  گونه در کابل هم پروژه های غیر معیار تطبیق گردیده است، اگر باران هاى مؤسمى به مدت دو ساعت در داخل شهر کابل شدت پیدا کند، خیابان ها و تمامی ساحات رهایشی شهر در آب غرق گردیده و سیستم ترانسپورتی کاملاً به چالش روبرو می گردد. این همه از اثر عدم تنظيم شبكات و پلان هاى شهرى به وقوع می پیوندد.

باکمال تأسف به صدها پروژه غير معيارى و مملو از نواقص در ولايات و مركز تطبیق گردیده است. بايد ياد آور شد كه نه تنها شبکه تنظیم فاضلاب بلکه شبکه آبرسانی، برق رسانی و ساير پروژه هاى زیربنایی به همین مشکل روبرو اند. مشکل عمده در توظیف افراد نادان و غیر مسلکی و واسطه دار است که تمامی پروژه های انکشافی را به گند کشانده اند.

خوراکی های مشهور اندراب

    به یاری خداوند توانا آن جمله (خوراکی های مشهور اندراب) كه براى مهمان نوازى ترجیح داده می شود؛ پس از نقدنگاری عزیزان به پایه اکمال رسید.
    اظهار سپاس و قدردانی از فرهنگيان و اهل قلم که در مورد؛ نقدهاى اصلاحى و سازنده شان را با ما شریک ساختند، اینک جهت به دست آوردن فايل (PDF) بالاى پيوند زير فشار بدهید.

خوراکی های مشهور اندراب

 

قطخی اندراب

واژه قطخی به ضم (ق) و فتح (ط) یعنی قُطَخی تلفظ می گردد. قطخى خوراكى ويژه است كه در اندراب، خوست، ورسج و پنجشیر با تفاوت پخت مروج مى باشد، كه مى توان گفت نظر به جاهاى نامبرده، مزه دارترين آن قطخى اندراب مى باشد. قطخى خوراكى مزه دار، مقوى و انرژى زاء است كه در مواسم سرد و بعضاً معتدل نوش جان می گردد.

دريافت فراورده قطخ؛

شير خام را مشك و يا كوزه مى زنند، پس از دريافت و جدا ساختن مسكه، شيرابه باز مانده آن را داخل دیگ ريخته بالاى آتش مى گذارند تا خوب جوش نموده؛ آب و تفاله از هم جدا مى شود، سپس همه را داخل خريطه نخى مى ريزند تا كاملأ آب آن تراوش نموده و تفاله باقی مانده پس از افت از داخل خريطه بیرون آورده سپس زير آفتاب مى گذارند تا به گونه پودر درشت خشك شده آمادهء قطخى گردد. اين پودر خيلى ها قيمتى و باارزش است كه در ضمن تعارف به مهمان هاى ويژه در ماه عسل شاه و عروس نيز تدارك مى دارند. گويند كه اين فرآورده وطنى جزء جهيزيه نوعروس ها قلمداد شده با خود به خانه خسر مى برند.

 

 

 

روش پختن؛

پودر درشت (قطخ) به دست آمده را با آب نسبتأ جوش و يا شير جوشانده مخلوط نموده، سپس داخل خمير چون بولانى به شكل مدور پر كرده بالاى تابه در موجوديت روغن زرد مى پزند. پس از پختن داخل غوری های گرد از نوع ظروف سمرقندی (گردِ نر) گذاشته بالاى آن روغن زرد سرخ كرده شده مى ريزند و بعدش دوشاب (عصاره توت که از قبل به خاطر قطخی آماده ساخته اند) بالای آن ريخته، به خوردن آماده مى گردد. بعضأ اگر خانم ها قطخى نپزند در ميان روغن زرد به گونه حلوا مى پزند كه آن را «ساجقك» مى نامند. قطخی به گونه سریع پخت گردیده و به قسم خیلی ها گرم نوش جان می گردد.

مردم اندراب این خوراکی را برای مهمان هاى ويژه و فوق العاده قابل قدر آماده نموده و سفره وطنى را رنگين مى سازند. براى پخت قطخى روغن زرد و دوشاب توت از قبل فراهم كرده در يك جاى كاملأ سرد نگهدارى مى شود. قطخی را فقط در سفره بامدادی درست می کنند و اکثراً ترجیح می دهند که در صبحانه نوش جان گردد.

اگر حکومت برای جمع آوری زباله ...

اگر حکومت برای جمع آوری زباله های شهر کابل تدابیر نگیرد، محیط زیست سرسام آور می گردد؟

کابل؛ کوچک اما پرنفوس ترین شهر کشور است که آمار باشندگان آن را در حدود پنج میلیون نفوس قلمداد کرده اند، تجمع مردم، افزایش وسایط و عراده جات سبب شده است تا کوچه و خیابان ها را مملو از زباله ها گردانند.
افزایش و تجمع زباله ها در مؤسم گرم سال آلودگی، تعفن و گند که سبب شده است تا بیماری های مؤسمی را افزایش بدهد و حتی هوای محیط را ملوث و غیر قابل استفاده می سازد.
زباله ها طلای کثیفی اند که در جهان پس از ریسایکل یا بازیافت از آن استفاده اعظمی صورت می گیرد. اما با کمال تأسف در مورد بازیافت زباله های شهری امکانات لازم وجود ندارد و قسماً زباله های که انبار می گردند حریق می شوند که این خود دلیل آلودگی هوای شهر و ماحول است.
مردم و حکومت هر دو مقصرند تا در گرد آوری فرهنگی رفتار نمایند. شهرداری کابل اقدام کلی جمع آوری زباله های خیابانی شهر کابل را روی دست نگرفته و همچنان شهروندان تا هنوز فرهنگ شهر نشینی را پی نبرده اند و زباله ها را به گونه خودسر به روی خیابان ها، کوچه و کنار منازل انبار می نمایند که سبب می شود تا انواع حشرات، جوندگان و حیوانات وحشی تجمع کرده از این طریق بیماری های گوناگون شیوع کرده از این بابت کودکان و سالمندان آسیب بیشتری را متحمل می گردند.