آداب تماس تیلی فون

  1. نخست سلام نموده پیش از بیان مطلب، خودتان را معرفی کنید.
  2. از مخاطب بپرسید که آیا وقت مناسبی برای صحبت است؟
  3. در مکالمات مالی و کاری، همیشه یادداشت بردارید.
  4. مسکال ندهید، اخلاقأ کار شایسته نیست.
  5. زنگ خوردن تلفن برای بیش از چهار بار، بی میلی یا مشغله زیاد شخص را در پاسخ گویی به تلفن همراه نشان می دهد.
  6. اگر در هنگام مکالمه، کدام تماس دیگر پشت خطی داشتید، پس از اتمام مکالمه اول به آن پاسخ بگویید. پاسخ دادن به پشت خطی، قبل از اتمام مکالمه اول، به معنی کم اهمیتی آن خواهد بود.
  7. اگر تلفن به هر دلیلی (عدم پوشش آنتن، ورود به تونل و ... ) قطع شود، کسی که تماس گیرنده است، باید دوباره تماس برقرار کند.
  8. هرگز در سالن های پر سروصدا و حتی رستورانت های مجلل با تلفن همراه صحبت نکنید.
  9. اگر در یک جلسه یا جمع هستید و می خواهید با تلفن همراه صحبت کنید، حتماً از جمع فاصله بگیرید و آرام صحبت کنید.
  10. اگر در رستوران و محل های عمومی ناگذیر با تلفن صحبت کنید، از آن مکان ها فاصله بگیرید و سپس به تلفن پاسخ دهید. دیگران مجبور نیستند مکالمات شما را گوش دهند.
  11. هرگز پشت تلفن فریاد نزنید، طرف مقابل فریاد شما را نمی شنود، مزاحم اطرافیان تان نشوید.
  12. کودکی که هنوز قادر به درست صحبت کردن نیست، نباید با تلفن صحبت کند.
  13. مبایل را به گوش چپ بگیرید.

آداب نوشيدن آب

1. پیش از نوشیدن، آب را بیبینید که داخلش چیزی نفتاده باشد، بدرنگ و بدبوی نباشد.
2. با دست راست آب بنوشید (ظرف را با دست راست بگیرد).
3. نباید از قسمت دسته ظرف آب بنوشید زیرا آن جا محل تجمع میكروب هاست.
4. آب را ایستاده ننوشید (نخست در زمین بنشنید و سپس بنوشید).
5. نوشیدن را به نام خداوند آغاز نموده سه بار دم به دم نوش جان کنید.
6. در ظرف شکسته، طلایی و نقره ی ننوشید.
7.از نوشیدن آب سرد پس از غذا گرم و چرب خودداری کنید.
8. از نوشیدن چای پس از غذای سرد خود داری گردد.
9. پس از نوشیدن شکران و سپاس خداوند را به جای آرید.

10. هر اندازه آب زیاد بنوشید، فعال، بشاش و تندرس می مانید.

چرا بعضي ها نماز نمي خوانند؟

يكی سبب نماز خواندن اش را چنين بيان مي كند، بسيار ساده و آسان به نماز آمدم.

روزی در صنف نشسته بودم مضمون علوم دينی داشتيم
معلم وقتی در صنف داخل شد از شاگردان سؤال کرد.

به نظر شما چه کسانی نماز نمی خوانند؟

شاگرد اولی از روی معصومیت گفت:
(کسانی که مرده اند نماز نمی خوانند)

شاگرد دومی از روی ندامت گفت: (کسانی که نماز خواندن را بلد نیستند نماز نمی خوانند)

شاگرد سومی از جايش بلند شد و پاسخ معقولی داد:
(کسانی که مسلمان نیستند نماز نمی خوانند)

همين قسم چهارمی هم گفت:
(کسانی که کافر هستند نماز نمی خوانند).

به ترتيب پنجمی گفت:
(کسانی که از خداوند نمی ترسند نماز نمی خوانند).

تمام شاگردان نظريات شان را گفتند: ولی من به فکر فرو رفتم، كه من جزء کدام گروه هستم؟

(۱)- آیا من مرده ام؟
نخير!

(۲)- آیا من نماز خواندن را بلد نیستم؟
بلد هستم.

(۳)- آیا من مسلمان نیستم؟
الحمداللّٰه كه هستم.

(۴)- آیا من از پروردگارم نمی ترسم؟
می ترسم.

(۵)- آیا مگر من کافرم؟ نعوذباللّٰه

پس چرا نماز نمی خوانم؟.
باخود گفتم: خوب اگر شب اول قبر سوال شود كه
زنده بودی، نماز بلد بودی، مسلمان بودی، از خداوند می ترسيدث پس چرا نماز نمی خواندی؟

چي جواب می دهی؟ يك تكان خوردم و از همان روز تصميم گرفتم كه اصلاً ديگر نمازم را ترك نكنم.

فقط يك تصميم جدي می خواهد، شما هم حتماً در این باره فکر کنید.

نائب محمد داد خان اندرابی

پیش از آن که امیر حبیب الله خادم دین رسول الله به تخت فرمانروایی کشور تکیه بزند، در سال ١٩٢٨ ميلادى سفر و ديدارى داشت با سران تالقان و بدخشان، سر انجام از سوى تالقان وارد اندراب شد و چندی در خانه نائب محمد ضیاء خان در دهکده شاه شاهان (شهشان کنونی) گذرانید و با آن ها چنين پیمان بست:

"به يارى خداوند بزرگ و توانا حکومت را به دست می آورم و می خواهم شما را در قدرت سهیم بگردانم".
زمان که کلکانی رادمردانه با شمشیر و اراده نيرومند به قدرت رسید، به نام محمد داد خان پسر دومی نائب محمد ضیاء خان مرد توانمند و آگاه این خانواده از سوى پدر به پایتخت فرستاده شد و کلکانی او را به سمت نائب الحکومه قطغن گماشت، در آن زمان استان های بدخشان، تخار، کندز و بغلان در قلمرو قطغن زمین بود.
این که کلکانی به ترفند و نیرنگ توسط نادر به گونه ناجوان مردانه کشته شد، سپس شیوه برخورد نادريان چنان شد که بستگان و هواداران نیرومند کلکانی را در سراسر کشور از پای در آورند. سپاه بزرگی را پنهانی به سوی اندراب فرستادند و نائب محمد داد خان را غافل گیر و از هر گونه ستم دریغ نورزیده در زندان دهمزنگ شهر کابل زندانی ساختند. روزگار تکان دهنده و دشوارى بود که از سوی حکومت نادر شاه به این خانواده مبارز اندرابی به وقوع پیوست.

مولانا محمد رسول خان اندرابی

 

وی نخستین فرزند نائب محمد ضیاء خان اندرابی بود، از کودکی علاقه به کسب علوم اسلامی داشت، فصیح البیان، زود درک حاضر جواب، خوش لباس و خوش سخن بود. از سه همسر چهار پسر به جا گذاشت (ملا محمد عمر، عبدالرزاق، محمد عثمان).

 با صداقت کامل و تلاش گسترده حالان که جوان ذکی و مستعد بوده در کشاکش حکومت و مشکلات که بالای پدرش آمد پذیرفت و همواره می کوشید که پدر تبعید شده خویش را که قبلأ در زندگی نامه نائب محمد ضیاء خان اندرابی یاد شده از بند و تبعید در غزنه رها کند.

محمد رسول خان متشکل خانواده  و فرزند دوری پدر را تحمل نکرده چاره ی به رهای آن سنجید، وی با چندتن از نزدیکان تبعید شدگان روانه کابل شد و در گذر اندرابی اقامت گزید و مسجدی به نام اندراب با جمعی از دوستانش ساخت و به تدریس علم دین پرداخت. مشتی از اندرابی ها در این محله گرد هم آمدند و در گذر اندرابی سرپناه ساختند.

 این بزرگوار علاوه بر این امام و مدرس مسجد اندرابی ها بود در ایام جمعه و عیدین به محله عیدگاه کابل به وعظ میپرداخت. عیدگاه ساحه بود که هر روز جمعه و روز های ملی مذهبی امیر و اشخاص بلند رتبه حکومت برای ادای نماز گرد هم می آمدند. در حکومت امیر عبدالرحمن خان که یک مقدار استبداد و ستم را ترویج داده بود همه مردم کشور به ستوه آمده بودند هنگام که پسرش امیر حبیب الله خان به اریکه قدرت تکیه زد تلاش کرد تا مشکلات که پدرش ایجاد کرده بود از بین ببرد و به دین اسلام توجه بیشتر نمود. بنابران وی همیشه در نماز های جمعه در عیدگاه با جمعی دستیارانش تشریف می بردند.

 

در ادای نماز عید روزی که دانش و بلاغت محمد رسول خان به اوج کمال رسیده بود و در دل ها جای گرفته و چنگ می زد، در حضور امیر وقت درباره حکومتداری از دیدگاه اسلام درخواست وعظ کرد. وی به تبلغ پرداخت و آن قدر از اسلام عزیز در مورد دولت داری سخن گفت که مورد توجه همگان قرار گرفت و امیر پس از ادای نماز او را خواست و  تقدیرش کرد.

گفت: که "وعظ خیلی ها پسندیده و جالب بود."

چون در آن زمان رواج بود که اشخاص لایق و با دانش تقدیر می شد و جوایز برایش عطا می گردید .

برایش گفت  "  جایزه یی برایت در نظر دارم ."

 در پاسخ ملا محمد رسول فرمود: " من هیچ جایزه نمی خواهم فقط رهایی پدرم (نائب محمد ضیاء خان اندرابی) " امیر حبیب الله خان به دست یارانش دستور داد : " که نائب که در غزنه تبعید است اجازه دهید که به سمت قطغن انتقال گردد."

 پس از چهارده سال تبعید و دوری نائب محمد ضیاء خان اندرابی از خانواده و مردمش دوباره رهسپاره زادگاه خود گردید.

 این که خواهش ملا محمد رسول خان اندرابی برآورده شد از امیر سپاس گذاری نمود . چون در آن زمان موتر نبود البته مردم توسط مواشی یا پای پیاده سفر می کردند. عساکر امیر به غزنه رفتند نائب محمد ضیاء خان با هواداران به طرف قطغن رهسپار گردیدند. در این هنگام ملا محمد رسول خان به بیماری دچار گردید و جهان فانی را ترک گفته در تپه بی بی مهرو (رح) کابل به خاک سپرده شده است.

روح ملا محمد رسول خان اندرابی شاد و یادش گرامی باد!

از بیمارهای روانی دور باشید!

هرگاه با چنين افراد كه روبرو شديد، بدانيد كه تكليف روانى دارد و برايشان از خداوند هدايت بخواهيد.
بيمارى هاى روانى قرار ذيل اند؛

(تهمت مى بندند،
دروغ مى گويند،
غيبت مى كنند،
توهين مى كنند،
بهانه جو هستند،
منافق هستند،
چاه كنى مى كنند،
ماجراجوى هستند،
رياء مى كنند،
شيطانت را خوش دارند،
خيانت مى كنند،
جاسوسى مى كنند،
سخن چين هستند،
طرفدار بى عزتى هستند،
فريب كارند،
جنگ انداز هستند،
بدخواهى دارند،
ستيزه گرند،
پستى را خوش دارند،
دو رنگ هستند،
بى غيرتند،
وجدان ندارند،
كودن و ايلايى هستند،
آبله و احمق هستند،
وعده خلافند،
به امانت خيانت مى كنند،
دزد هستند.)

با اين همه بيمارى روانى لذت مى برند، همانا خداوند منتقم است و به كيفر اعمال شان مى رسند، لطفأ با اين منفور ها هم نشينى نكنيد!

آداب طعام خوردن

١. پيش از طعام خوردن دستان را خوب با آب و صابون تميز گردد؛

٢. در كنار سفره منظم و چهار زانو نشسته شود؛
٣. در آغاز با گفتن بسم الله على بركت الله شروع شود؛
٤. لقمه مناسب دهن گرفته شود، از طرف خود لقمه و نان بگيرد؛
٥. در هنگام نان خوردن صحبت كردن مناسب نيست؛
٦. پچ پچ كردن، فررر كردن و فشس كردن انسانى نيست؛
٧. فرت كشيدن بينى و سرفه كردن و خميازه كشيدن در بالاى سفره خوب نيست، اگر عطسه می آمد روی خود را از سوی سفره کنار گیرد؛
٨. آروق زدن و پرخورى كردن درست نيست؛
٩. لقمه را پيش از قرت كردن خوب جويدن بهتر است؛
١٠. اگر در آغاز بسم الله گفتن فراموش گردد، بسم الله اوله و آخره گفته شود؛
١١. نان را چك زدن و يا با دندان كندن درست نيست، بلکه با دست توته و خورد گردد؛
١٢. با دهان باز نان خوردن و جويدن معقول نيست؛
١٣. پس از ختم طعام، الحمدالله الذى اطعمنا و سقانا و جعلنا من المسلمين گفته شود؛
١٤. پس از ختم نان دهان را خوب آب كش و تميز كردن و دستان با آب و صابون شسته شود.
١٥. کم خوردن و سلامت زیستن ویژه انسانیست؛

16. اگر طعام گرم و سوزنده بود، حوصله نماید تا سرد و آماده خوردن گردد،

17. متوجه لقمه کسی نباشید و به چهره کسی نگاه نکنید، فقط متوجه غذا خوردن خود باشید،

18. کسی که می‌خواهد معده‌اش او را اذیت نكند، در بین غذا آب نیاشامد؛ زیرا آشامیدن آب در میان غذا بدن را مرطوب و معده را ضعیف می‌گرداند؛ در نتیجه عروق نمي‌توانند غذا را جذب کنند. ریختن مکرر آب بر روی غذا معده را دچار اختلال می‌کند،

19. اندکی تأخیر کردن هنگام نان خوردن به خاطر خوب جویدن است و بالای سفره با جمع از عزیزان نیز برکت است،

20. در حالت شکم سیری غذا خوردن خوب نیست، تنها زمانی که میل به غذا داری غذا بخور و در حالی که هنوز میل و اشتها به خوردن داری دست از خوردن بکش.

21. در اسلام ارزش آن است که مرد خانواده به جای ایراد گرفتن از غذا و سعی در اعمال سلیقه خود، تلاش کند که سلیقه غذایی خود را موافق اهل خانه گرداند.

22. در شریعت اسلامی سفره و نعمت‌های درون آن اهمیت بسیاری دارد، به همین علت بر خوردن خورده‌‌های نان و غذاهای مانده در سفره و پرهیز از دور ریختن آنها تأکید و به عنوان عاملی برای رفع فقر و همچنین شفای درد‌ها معرفی شده است. 

23. از جمله دستورات مهم اسلام تميز كردن دهان و دندان بعد از صرف غذاست. این امر گاهی در قالب مسواک زدن، گاه در قالب خلال کردن و گاه در قالب گرداندن آب در دهان و بیرون ریختن آن در روایات اسلامی وارد شده است.